آداب و رسوم ایرانیان در پیشواز نوروز\

آداب و رسوم ایرانیان در پیشواز نوروز

  • کد خبر: 211381
  • چاپ
  • انتشار: 12 اسفند 1395 - 14:58

جشن نوروز، بلند مرتبه ترین جشن ایران زمین است و قرن هاست که شروع فصل بهار و سال نو با مجموعه ای از آداب و رسوم، که از ماه اسفند شروع می شوند و تا سیزدهم فروردین ادامه پیدا می کنند، گرامی داشته می شود.

در قدیم ، مردم از بیست روز به عید مانده با شوق و شور به استقبال عید نوروز می رفتند و کارهایی را انجام می دادند که عبارت بودند از :

1 - رنگ آمیزی اطاق ها و تعمیر و مرمت خرابی های جزئی ساختمان ِ خانه .

2 - نظافت در و دیوار و محوطه خانه و پاک و آماده کردن ظروف غذاخوری .

3 - گردگیری فرش ها و پرده ها و اطاق ها .

4 - خرید قالی یا قالیچه برای تکمیل فرش خانه یا تعویض و تبدیل فرش های کهنه به نو.

5 - تهیه لباس و کفش نو برای افراد خانواده .

6 - تهیه برنج و روغن و گوشت برای پختن پلو در شب عید .

7 - پختن و تهیه نان لواش برای عید .

8 - تهیه مواد و لوازم سفره هفت سین .

سرپرست خانواده بر اساس سنت ملی و حیثیت خانوادگی و گاه چشم و هم چشمی و حفظ ظاهر ناچار بود قبلاً هزینه این نو نواری و تهیه وسایل و احتیاجات عید نوروز را به هر طریق ممکن فراهم نماید. مثلاً با فروش گندم و یا جو مازاد بر احتیاج و یا روغن و کشمش که برای شب عید ذخیره کرده بود پولی آماده می کرد و به انجام برنامه عید نوروز می پرداخت .

اگر سرپرست خانواده تهیدست بود و قادر نبود برای زن و بچه هایش لباس نو یا برنج و روغن و گوشت تهیه کند ، ناگزیر بود برای جوابگویی به خواسته های اهل خانه دست به سوی متمکنین دراز کند و با گرفتن مبلغی به قرض، حداقل احتیاج افراد خانواده خود را فراهم آورد.

از اوایل اسفند ، در بازارها ، مخصوصاً دکان های پارچه فروشی و کفش و کلاه دوزی ازدحام می شد. هرکس به اندازه توانایی خود به فکر لباس عید برای افراد خانواده خود بود .

خیاط ها تا نیمه اسفند کار تازه قبول می کردند. از بیستم اسفند به بعد پاره ای از دکانداران که سر و کار مستقیم با عید داشتند ، دکان های خود را تزیین می کردند . آجیل فروش ها با طَبـَق های معلق بزرگ و کوچک از فندق و بادام و پسته و تخمه هندوانه و تخمه کدو ، پیشیاره ( پیشخوان ) و با مخروطی هایی که از انواع آجیل به هم چسبیده ساخته بودند ، جلو دکان را زینت می دادند .

میوه فروش ها گذشته از آرایش دکان با میوه های الوان ، پیاز نرگس و سنبل در گلدان های شیشه ای سبز می کردند تا حدود شب عید گل های اولیه آنها به بار آید. مفصل تر از همه ، آیین بندی دکان های قنادی بود ؛ زیرا سر و کار این دکان ها با عید نوروز بیشتر از سایرین بود . در جلو دکان ، دو اصله تیر سر و ته یکی ، که روی آن را با کاغذ الوان ، نقش و نگار انداخته بودند ، به دو جرز ( دو طرف اطاق و ایوان ) طرفین دکان تکیه می دادند و سر آنها را به هم نزدیک و جناقی ( به شکل عدد هشت) در جبهه ( پیشانی ) دکان احداث می کردند.

بعد از کله قند که در ته آن نارنج و بعد از آن شیشه میمندی ( منسوب به شهر میمند ) آبلیمو و آخر شیشه گلاب که به آنها زرورق زده بودند ، رشته هایی ترتیب می دادند و آنها را ، به این جناقی می آویختند . همچنین سپر و شمشیری از نبات می ریختند و دو طرف جناقی در جبهه دکان نصب می کردند .

در جلو دکان ، از گچ مخروطی های سرزده ای می ساختند و دور آنها را اقسام شیرینی می چیدند و روی سرزده ی مخروط ، جارهای ( چلچراغ ) چند شاخه می گذاشتند . پرده های نقاشی جنگ رستم و اسفندیار یا رستم و دیو سفید ، در بالای جبهه نصب بود. بالای این پرده های نقاشی به چوب بندی نزدیک سقف ، چهل چراغ هایی هم آویخته می شد و تزیینات را کامل می کرد .

حمام ها را هم زینت می کردند ، رخت کن حمام ، معمولاً چهارصُفـّه ( ایوان ، نشستگاه ) و اکثراً چهار ستون داشت ، بین ستون ها برای استحکام بنا تیرهایی کشیده بودند ، این تیرها را با کاغذ الوان که برش هایی هم به آنها می دادند می پوشاندند.

دسته آتش افروز :

در هفته آخر سال دسته هایی در شهر راه می افتاد ، یکی از آنها آتش افروز بود. چهار پنج نفر دست و صورت و گردن خود را سیاه می کردند، مقداری خمیر به سر می گرفتند ، روی آن پنبه و کهنه آغشته به نفت می گذاشتند و آتش می زدند و هر یک ، مشعلی هم به دست داشتند و با ضرب تنبک و تصنیف خوانی عده دیگری ، دور می افتادند و از هر دکان ، شاهی صد دیناری می گرفتند . ذکر آنها این شعر بود:

آتش افروز حقیرم

سالی یکروز فقیرم

دسته غول بیابانی :

دسته دیگری هم به اسم غول بیابانی بود که یک مرد قد بلند داشت که قواره ای از پوست گوسفند سیاه و لباس چسبانی از سر تا به پای خود به تن داشت و عده ای تنبک زن و تصنیف خوان دور او را می گرفتند و در دکان ها شاهی صد دیناری دریافت می داشتند ؛ ذکر آنها چنین بود :

من غول بیابانم

سرگشته و حیرانم

دسته حاجی فیروز :

دسته دیگری به نام حاجی فیروز بود ، که یک نفر از لوطی ها ، لباس قرمز( یعنی نیم تنه و شلوار و کلاه قرمز) می پوشید ؛ صورت خود را سیاه می کرد و دایره زنگی به دست می گرفت و با یک یا دو نفر وردست در خیابان ها راه می افتاد و می گفت :

حاجی فیروزم

سالی یک روزم

و از مردم پول می گرفت.

جشن نوروز

مردم ایران ، از روزگاران کهن ، جشن نوروز را که روز اول فروردین ماه شروع می شود بیشتر از اعیاد دیگر عزیز و محترم می شمردند و مراسم مربوط به آن را با دقت به جا می آوردند .

این جشن ، در آغاز سال بود و در سال دینی ، بلافاصله بعد از عید فروردینکان می آمد . به موجب روایت دینکرد ، هر پادشاهی در این روز فرخنده ، رعیت خویش را قرین خرمی و شادی می کرد. در این عید ، کسانی که کار می کرده اند ، دست از کار کشیده و به استراحت و شادی می پرداخته اند.

در این روز ، مالیات های وصول شده را به حضور شاه عرضه می داشتند . در این روز ، شاه به عزل و نصب حکام می پرداخت و سکه های نو می زدند . در روز اول ، مردم صبح زود برخاسته به کنار نهرها و قنات ها می رفتند و شستشو می کردند و شکر می خوردند یا سه مرتبه عسل می لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشی ها و بدبختی ها ، روغن به تن می مالیدند و خود را به سه قطعه موم دود می دادند .

در مراسم این جشن ، پدر خانواده به هر یک از افراد خانواده سه قاشق عسل و یک یا سه سکه طلا یا نقره و سه برگ سبز می داد و به آنها سال نو را تبریک می گفت .






telegramestenadnews

نظر دادن

1990862 531 27181

instagram estenad

telegram estenad

فرم جذب خبرنگار استنادنیوز

 

آخرین اخبار