گفت وگوی ملی، ضرورت استراتژی برد-برد سیاست داخلی

استناد؛ایران امروز تشنه گفت وگو در سطح ملی و به دور ازهرگونه یک سونگری جناحی است. در مقطع کنونی سخن گفتن افراد جامعه با هم، گفتمان نهادهای قدرت و مفاهمه ملت و دولت سه ضلع مثلثی هستند که کشور برای پیشبرد اهداف خود به آن نیاز اساسی دارد.

 جنگ های تاریخ به ویژه جنگ های جهانی در دو قرن گذشته تجربه ارزشمندی در اختیار انسان قرار داد تا به این باور رسد که در جهان پیچیده کنونی، برای عبور از چالش ها و دستیابی به سطحی از امنیت و رفاه راهی جز گفت وگو و مصالحه ندارد.
در حقیقت انسان پس از گذراندن میلیون ها سال تجربه و آموزش در قرن بیست و یکم به این نتیجه رسیده است که پربازده ترین و در عین حال کم هزینه ترین روش حل چالش های بشری هم از نوع جمعی و هم از نوع فردی، گفت وگو است.
گرچه این دیدگاه در دوران معاصر اهمیت بسیاری یافته اما تاریخ اندیشه سیاسی و ایدئولوژیک ملت ها نشان می دهد که دعوت به کلام و سخن در هر دوره تاریخ و هر بخش از جغرافیای جهان مورد تاکید نخبگان وعالمان آن تاریخ و جغرافیا بوده است.
در تاکیدات فلاسفه و اندیشمندان علوم انسانی غرب، سخن گفتن به منظور رفع مشکل مورد توجه بوده و در تاریخ ایران چه در دوران پیش و چه در عصر پس از حضور اسلام آموزه های دینی و ملی بر اهمیت سخن و کلام تاکید ویژه داشته و دارند.
اصل سخن گفتن در زیست اجتماعی بشرهر گاه مورد توجه قرار گرفت و به عنوان اولویت حل چالش ها مطرح شد، بشر کمترین آسیب را به خود دید و هرگاه مورد فراموشی خواسته یا ناخواسته قرار گرفت، جامعه انسانی با خسران های بسیاری روبرو شد.
گفت وگو به عنوان روشی آزموده شده و سربلند در آزمون های چالش برانگیز یک سده گذشته، از بلوغ جامعه ای حکایت دارد که برای عبور از بحران، کلام را بر درگیری و دشمنی ترجیح داده است.

**ضرورت گفت و گوی ملی
نیازی به آمارنویسی و نظرسنجی و تحقیقات میدانی نیست، کافی است در خیابان ها ومعابر عمومی کشور کمی با دقت نظر کنیم تا ضرورت غیرقابل انکار گفت و گوی درست و مفید میان افراد جامعه را دریابیم.
بسیاری از مردم در تعاملات خود با یکدیگر دچار نوعی سوء تفاهم ناشی از برقرار نشدن دیالوگ درست هستند. فقدان چنین دیالوگی در سطوح قدرت و در کالبد جریان های سیاسی نیز به روشنی دیده می شود.
شخصیت های سیاسی، مسوولان دولتی، صاحبان تریبون های رسمی و غیررسمی دیر زمانی است که گفت و گوهای مجازی را بر دیالوگ های حقیقی و حضوری ترجیح می دهند، در سایه چنین ترجیحی انبوهی از سوءتفاهمات وسوء برداشت ها (که اقتضای گفت و گوی مجازی و پر واسطه است) میان چهره های سیاسی در کشور شکل گرفته و فضایی ایجاد کرده است که گویی منافع جریان های سیاسی در ایران تضادی غیرقابل حل با یکدیگر دارد، در حالی که آنچه در تریبون و رسانه های جناح های سیاسی اعلام می شود تنها اختلاف سلیقه ای است که در سایه سکوت همان جریان های سیاسی و هیاهوی رسانه ای، اختلاف عقیده ای فزاینده ترسیم شده است.
پیشنهاد گفت وگوی ملی که چندی پیش از سوی برخی چهره های اصلاح طلب اعلام شد و از سوی جریان اصولگرا هم مورد استقبال قرار گرفت می تواند زمینه خوبی برای آغاز برخی رفتارهای درست سیاسی و پیشگیری از سوء تفاهمات حاصل از قهر سیاسی است.

** آسیب های مونولوگ محوری در ایران
فقدان گفت وگو و فضای سیاسی دیالوگ محور، سیستم مونولوگی را در کشور بسط می دهد که فراموشی منافع ملی و مصالح ایران تنها یکی از آسیب های آن است. در گام نخست بستری که در سایه سکوت و یا عدم گفت و گوی درست میان مسوولان و سیاسیون ایجاد می شود، بیگانگان را ترغیب می کند تا در این بستر گل آلود و آلوده به هیاهو و جنجال، شاه ماهی آشوب و بی اعتمادی را شکار کنند و با صدای خود که این روزها بلندتر از همیشه به گوش می رسد، سکوت جریان ها را به نفع خود بشکنند.
از سوی دیگر در نظام کنونی ایران و در فقدان احزاب قدرتمند، جریان های سیاسی باراصلی فعالیت را بر عهده دارند اما به نظر می رسد اصل گفت وگو به عنوان یکی از مهمترین شیوه ها مورد کم توجهی قرار گرفته است . در حقیقت آنچه امروز فضای سیاسی و به تبع آن جامعه ایران را آزار می دهد، سکوت و قهر منفعلانه از یک سو و هیاهو و «هل من مبارز طلبی» جناحی از سوی دیگر است. این رویکرد دوگانه و متضاد سطح اعتماد عمومی به این جریان ها را کاهش می دهد.
جامعه ای که گشایش گره های زندگی خود و کشور را نه با زبان گفت وگو که با دندان های دشمنی از سوی جریان های سیاسی مشاهده می کند، از چنین گشایشی ناامید خواهد شد. میان هیاهوی جنگ لفظی برخی شخصیت های سیاسی نباید فراموش کرد که نتایج بسیاری از تحقیقات جامعه شناسی و روانشناسی نشان می دهد که رفتار مسوولان و شخصیت های سیاسی بر اذهان جامعه ماندگار شده و الگوهای منفی از تعامل را در اختیار آنها قرار می دهد. مونولوگ های فریادگونه که هدف آن رقیب ستیزی سیاسی است، نشانه هایی از انشقاق در کشور را به تصویر می کشد . این نشانه ها در ایرانی که سیاست بر عرصه های دیگر آن مانند اقتصاد هم اثرگذار است می تواند، سرمایه گذاری های داخلی و خارجی را با مشکلات فراوانی روبرو کند.

**تقویت نمونه های تاثیرگذار گفتگوی ملی
ریشه یابی فرهنگ گفت وگو در جامعه ایران نیازمند تلاشی هم در سطح قدرت و هم در سطح جامعه است. تکاپو برای تقویت جامعه دیالوگ محور بی آنکه چنین روشی به راس دولت نفوذ کند تلاشی بی نتیجه خواهد بود.
با رواج گفتمان گفت وگو بسیاری از سوء برداشت های سیاسی و تضاد منافع می تواند به همسویی و هماهنگی بیانجامد. نمونه آن در سطح قدرت و در نشست های سران سه قوه را می توان مشاهده کرد. گفت وگوهایی که به نظر می رسد دستکم در سال های گذشته از سطح مناقشات قوا کاسته است. در سطح جامعه دانشگاهی نیز طرح هایی چون کرسی های آزاداندیشی در صورت توجه جدی به آن می تواند بستر مناسبی برای گفت وگو میان قشرهای تحصیلکرده جامعه را فراهم کند.


telegram estenadnews

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0

فروشگاه اینترنتی فابی کالا

آخرین اخبار